عکس های جدید آناهیتا نعمتی

سری چهارم تصاویر آناهیتا نعمتی
برای دیدن عکسها در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کرده و کمی منتظر بمانید


سری چهارم تصاویر آناهیتا نعمتی
برای دیدن عکسها در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کرده و کمی منتظر بمانید


برای دیدن عکسها در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کرده و کمی منتظر بمانید


“در مسیر زاینده رود” تا امروز توانسته مخاطبان زیادی را به خود متوجه کند. این سریال برخلاف اغلب سریالهای تلویزیون پر از بازیگرانی است که هر کدام کارنامه پر و پیمانی در حوزه تئاتر دارند. مهدی سلطانی یکی از آنها است که با بازی خود در نقش بهزاد مصیب توجهها را به سمت خود جلب کرد.
بده بستان های بازیگران تئاتر و سینما حالا به عرصه تلویزیون هم کشیده شد. ” درمسیر زاینده رود” بار دیگر استعداد بازیگران تئاتر را به رخ تمام آنهایی کشید که معتقدند بازیگر تئاتر، نمی تواند در مدیوم تصویر ظاهر شود و مخاطب را جذب کند. مهدی سلطانی با بازی در نقش حاج بهزاد توجه خیلی ها را به خود جلب کرد. او نه اصفهانی است و نه تجربه فراوانی در کار تصویر دارد. البته دهه هفتاد نقش های کوتاهی در سریال “کارآگاه” و “محاکمه” حسن هدایت داشته و با این کارگردان سینما را هم تجربه کرده است. اما عمده فعالیت های او به صورت جدی به تئاتر و آن هم بازیگری در این عرصه مربوط می شود.سلطانی بیش از ۲۵ نمایش بازی کرده و دارای مدرک دکترا تئاتر از دانشگاه آوینیون فرانسه است.اوعضو هئیت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.شما تجربه بازی در بیش از بیست و پنج نمایش را دارید. با وجود تجربه اندک تصویری هم که در سینما و تلویزیون در دهه هفتاد داشتید، با مجموعه “در مسیر زاینده رود” بازی تان مورد توجه قرار گرفت. فکر نمی کنید با این سابقه کاری، این دیده شدن کمی دیر اتفاق افتاد؟
مهدی سلطانی: ابتدا باید تعریفی از دیده شدن ارائه بدهیم. بازی در چند سریال و دیده شدن توسط مردم مبنی برخوب دیده شدن نیست و بازیگری می تواند حوزه تئاتر هم مورد توجه قرار بگیرد. دغدغه اصلی من تصویر نیست. کارم را از تئاتر شروع کردم و در حال حاضر مشغول تدریس در دانشگاه تهران هستم. اگر شرایط برایم پیش بیاید و پیشنهاد خوبی هم داشته باشم میتوانم کار تصویر را بپذیرم. کارهایی که پیشنهاد شده بنا به دلایلی برایم قابل قبول نبوده یا خیلی وقت ها شرایط برای پذیرفتنشان مساعد نبود. البته معنی این حرف این نیست که من فقط کار تئاتر انجام می دهم و اگر کار تصویر خوبی پیشنهاد شد نمی پذیرم.
یعنی بازیگر تئاتری و سینمایی و تلویزیونی به نظر شما از هم جدا نیستند؟در یک دید کلی خیر و به نظرم همه بازیگران این سه عرصه هنرمندند.
واقعیت این است که شما با یک سریال تا اندازه زیادی دیده شدید. این توجه بعد از این همه سال برای خودتان جالب نبود؟برای کسانی که در عرصه بازیگری کار می کنند دیده شدن کاری ندارد، چون سریال های مختلف و کارهای زیادی بهشان پیشنهاد می شود.
منظور از دیده شدن، خوب دیده شدن است.من هم می خواستم همین را بگویم. فکر می کنم بخش زیادی از این ماجرا به شانس برمی گردد. بازیگری ممکن است شانس بیاورد و متن خوبی دستش برسد و بعد هم یک کارگردان خوب به او پیشنهاد همکاری بدهد و همه چیز به گونه ای باشد که او دیده شود. این اتفاق نه تنها در مورد امثال من بلکه در مورد تاریخ سینمای ایران و جهان صدق می کند. ما زیاد دیدیم که یک دفعه بازیگری با یک کار دیده شده است و حالا اگر واقعا بازیگری بداند و تخصص داشته باشد می تواند حضورش را به صورت مستمر ادامه بدهد. بعضی ها هم ممکن است بعد از یک بار بازی دیگر هیچ وقت مثل دفعه اول مورد توجه قرار نگیرند. دلیلش هم این است که این ها بازیگر نیستند و تخصص بازیگری ندارند.
یعنی فقط یک بارآن هم بر اساس شانس درست انتخاب شدهاند.دقیقا. مساله دوم هم این است که تهیه کنندگان ترس از این دارند طرف کسانی بروند که چهره نیستند، هر چند این افراد بازیگر باشند. بعضی مواقع می شود بهشان حق داد چون باید حداقل بودجه ای که صرف ساخت فیلمشان کرده اند، برگردانند. خیلی هایشان هم معتقدند مخاطب عام به خاطر دیدن چهره فلان بازیگر به سینما می رود و بلیط تهیه می کنند. ممکن است خیلی بازیگرها از چهره ها بهتر کار کنند اما تهیه کننده نمی تواند این ریسک را بکند که او را برای فیلمش انتخاب کند. یک وقت هم تهیه کننده و کارگردان بازیگران را نمی شناسند که مثلا در عرصه تئاتر فعالیت دارند. ما چند تا کارگردان سینما و تلویزیون داریم که اهل تئاتر دیدن هستند؟ چون تئاتر ندیدهاند، بازیگرهای این عرصه را هم نمی شناسند و نمی توانند از بین آن ها انتخاب کنند. کارگردانانی مثل حسن فتحی که مدام تئاتر میبینند چون از دل تئاتر بیرون آمدهاند استثنا هستند. اگر هم کارگردان بپذیرد بازیگر تئاتر در فیلمش ایفای نقش کند، باز ممکن است تهیه کننده در مورد این مساله مقاومت داشته باشد.
فکر می کنم این نشناختن از همه مهمتر است . در تلویزیون که مشکل جذب سرمایه وجود ندارد اما در چند سال اخیر این اصرار وجود دارد که از چهره استفاده شود. این چهرهایی که مدام در همه سریال ها تکرار می شوند، اساسا چهره جدید برای مخاطب جذاب است و حالا اگر در کنار آن قصه خوبی هم داشته باشیم و بازیها هم مناسب باشد به جذب بیشتر بیننده کمک می کند. به نظرم حاضری خوری در عرصه سینما و تلویزیون در میان کارگردان های ما رایج شده است. اهل خطرکردن نیستند و روحیه جستجو گری هم بین شان وجود ندارد. در مورد سینما هم به نظرم ما دو، سه بازیگر بیشتر نداریم که می توانند مخاطب را به سینما بکشانند و مابقی بازیگرها اگر قصه خوبی در کار نباشد به آن معنا پول ساز نیستند.بله بخشی به نشناختن تهیه کننده و کارگردان بر می گردد اما باید در نظر داشته باشیم که در مورد مخاطب عام حرف می زنیم و این مخاطب سریال را به خاطر کیفیتش نمی بیند و بیشتر چهره مورد نظرش است
مخاطب عام بیشتر دنبال قصه است تا چهره، چیزی که او را با خود همراه کند.اما او می خواهد هنرپیشه مورد نظرش را هم ببیند. البته اگر قصه هم خوب باشد و بازیگر هم کار خودش را درست انجام بدهد مخاطب از دیدن آن لذت می برد. ما هیچ وقت به خاطر دیدن چهره یک موزیسین به کنسرت نمی رویم، ما می خواهیم موسیقی خوب گوش کنیم. اما الان مردم به خاطر قیافه موزیسن ها به کنسرت می روند و اینکه چه آهنگی قرار است بشنوند و کیفیت این موسیقی در چه حد است، در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. البته حرف های من به معنی این نیست که همه چهره ها بد هستند. بازیگری را اگر به دو بخش تقسیم کنیم یکی ایفای نقش و یکی رسیدن به آن است. رسیدن به نقش در تئاتر،تلویزیون و سینما یکی است اما در ارائه نقش مدیومها با هم متفاوتند
اگر خوب انتخاب بشوند که خیلی هم خوب است. ایده آل این است چهرهای که در فیلم ها بازی میکند از راه تخصص، تکنیک و لیاقت هایی که مختص علم بازیگری است به جایگاهش رسیده باشد نه از راه مناسبات غیر حرفه ای. در بازی شما اغراقی وجود ندارد. ایرادی که خیلیها در مورد بازیگرهای تئاتر می گیرند . شما در سریال حسن فتحی نرم بازی می کنید و اصلا از چارچوب فیلم بیرون نمی زنید. از تجربه های تصویری که در دهه هفتاد داشتید، استفاده کردید؟ تجربه که به آدم کمک می کند. اما الان تئاتر و سینما و تلویزیون به هم نزدیک شده و بازی ها ریز شده است. بازیگری را اگر به دو بخش تقسیم کنیم یکی ایفای نقش و یکی رسیدن به آن است. رسیدن به نقش در تئاتر،تلویزیون و سینما یکی است اما در ارائه نقش مدیومها با هم متفاوتند.بازیگری که قرار است در سالن اصلی تئاتر شهر نمایشی را اجرا کند اجرایش در سالن چهارسو متفاوت است. ایفای تلویزیونی با سینمایی متفات است. برای من همیشه این مهم است که چگونه عملی را انجام بدهم که علاوه بر اینکه از فیلتر بازیگری بگذرد، بازی به نظر نرسد و به واقعیت نزدیک باشد. من پیرو این حرف لورنس الویه هستم که میگوید بازیگری هنر متقاعد کردن است. ابتدا متقاعد کردن خویشتن که به واسطه آن مخاطب هم متقاعد بشود. من می خواهم خودم را متقاعد کنم. سعی می کنم به گونه ای عمل کنم که توهمی از یک اکت برای خودم و مخاطب ایجاد کنم. بازیگری مثل دوچرخه سواری هم سخت و هم راحت است. چطور می شود در شرایط دورغین و فرض شده توهمی از یک واقعیت ارائه بدهیم. اگر به جایی هم رسیدم به خاطر همین است. تئاتر را از چه سالی شروع کردید؟ سال ۷۱ وارد دانشگاه شدم و از آن به بعد وارد عرصه نمایش شدم. اولین کار حرفه ای تان کدام نمایش بود؟ “چند و چون به چاه رفتن چوپان” نوشته علیرضا نادری بود که سال ۷۳ در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و مورد توجه هیئت داوران هم قرار گرفت. چرا کمتر سراغ کارگردانی رفتید؟ تنها دو نمایش آن هم در دهه هفتاد. چون مجالش نبود. کارگردانی به اندازه بازی در چند نمایش از آدم وقت می گیرد. کارگردان باید یک سال روی کارش وقت بگذارد. باید متن را بارها بخواند و بازیگر انتخاب کند. مناسبات اداری را بررسی کند و خیلی چیزهای دیگر که تمرکز روی همه شان واجب است و مهمتر اینکه در اینجا باید تا آخر نمایش حضور داشته باشی. دوست دارید کارگردانی را به صورت وسیعتری ادامه بدهید؟ بله دوست دارم این کار را با دانشجویانم تجربه کنم. منظورم این است که ترجیحتان بیشتر بازیگری است یا کارگردانی؟ من با بازیگری شناخته شدم. اصرارتان این است که همین شان را حفظ کنید؟ اصرارم این است که در هر عرصه ای باشم خوب ظاهر شوم.من کارگردانی راهم دوست دارم اما چون روی کارم وسواس دارم باید شرایط برای انجام کارگردانی تئاتر مهیا باشد. باید کاری کنم که بعدها رویم بشود بگویم این کارها برای من است. کارگردانی را دوست دارم اما چون روی کارم وسواس دارم باید شرایط برای انجام کارگردانی تئاتر مهیا باشد. باید کاری کنم که بعدها رویم بشود بگویم این کارها برای من است از کارگردانی دو نمایشی که در کارنامه کاری تان است، شرمنده نیستید؟ آن دو کار پروژه هایی بود که باید در دانشگاه انجام می دادم. اجرا هم شد بله. روی نمایش “خانه عروسک” نوشته ایبسن ماه ها کار کردیم و سه ساعت و نیم اجرایش طول کشید. این را می شود از عکس های کار فهمید. دومین کارم پروژه فوق لیسانسم بود از آرتور میلر. این دو کار توفیق اجباری بود. بعد از آن پرداختن به بازیگری به من مجال کارگردانی نداده است. اتفاقا رزومه کاریتان نشان می دهد کم کار بودید. چون من همیشه تدریس هم داشتم به نظرم سالی دو کار تئاتر برایم کافی است. من معتقد به زیاد کار کردن نیستم. آهسته و پیوسته؟ اصلا در زندگی شخصی ام هم چنین روحیه ای دارم. چرا از سال ۸۳ تا ۸۸ از صحنه تئاتر غایب بودید؟ بورس دانشگاه تهران بودم و باید چند سالی برای ادامه تحصیل و دریافت دکترا به فرانسه می رفتم. در فرانسه فعالیتی در عرصه نمایش کردید؟ چهارسال به من فرصت داده بودند که هم زبان فرانسه یاد بگیرم و هم تحصیل کنم و هم تزم دکترا را بنویسم، همین هم باعث شد همه تمرکزم را روی تحصیل بگذارم. تئاتر که می دیدید؟ بله من در شهر آوینیون بودم و آنجا تئاتر زیاد روی صحنه می رفت. فرقشان با نمایش های خودمان چقدر بود؟ حد متوسط نمایشههی ایران بالاتر است . اگر در ایران مثلا روزی ۱۰ تئاتر روی صحنه می رود در فرانسه این تعداد نمایش به هزار تا می رسد. ما از بین هزار نمایش می توانیم ۱۰ نمایش خوب ببینیم و در ایران می توانیم دو نمایش خوب ببینیم. حد متوسط نمایش های ما بالاتر از حد متوسط نمایش های فرانسه است اما تعداد آثار درخشان آنجا افزونتر. به این فکر نیفتادید که نمایشنامه نویسی را هم تجربه کنید؟ نه چون در تخصص من نیست. نمایشنامه نویسی تخصص خاص خودش را می خواهد که من ندارم. البته کارهای پراکنده ای انجام دادم که به نظرم قابلیت ارائه شدن ندارند.مهدی سلطانی معتقد است “در مسیر زاینده رود” یک اثر رئالیستی است و آثار این چنینی تلخیهای جامعه را هم نشان میدهند. متکبر ، قاتل و خودخواه این مجموعه در جامعه وجود دارند.
بیشترین سریال هایی که تا امروز خارج از تهران فیلمبرداری شده اند در مناطق شمالی کشور اتفاق اتفاده اند. معمولا سریال هایی که در یزد، کرمان، اصفهان و شهرهای دیگر ساخته می شوند، از بازیگران بومی همان منطقه استفاده می کنند. چرا که رعایت لهجه های مربوط به این مناطق در باور پذیرکردن داستان موثر است. حسن فتحی اما ترجیح داد با بازیگران اغلب غیر بومی لهجه اصفهانی کار کند. همین مساله هم اعتراض برخی از اصفهانی را برانگیخت. در این میان کار مهدی سلطانی از باقی بازیگران سختتر بود. حسن فتحی شما را از روی صحنه تئاتر انتخاب کرد؟ مهدی سلطانی: بله کدام نمایش؟ نمی دانم اما آقای فتحی از معدود کارگردانهایی است که عادت به دیدن تئاتر دارد.خواستگاه حسن فتحی تئاتر است. او ذهنش را نسبت به رویدادهای دراماتیک به روز میکند و تئاتر بین واقعی است.آخرین کار نمایشی من “رقص زمین” کار حسین پاکدل بود. اما شخصیت حاج بهزاد به آن نمایش ربطی ندارد. من در کار پاکدل نقش مجری تلویزیون را بازی می کردم. مشابه شخصیت حاج بهزاد تا به حال بازی کرده بودید؟ نقش کشتی گیر را خیر اما سال۷۶ در کار آقای میرباقری به نام “معرکه در معرکه” نقش پهلوان دوره گرد را بازی می کردم. از حسن فتحی نپرسیدید چرا شما را انتخاب کرده؟ نه. نویسنده علیرضا نادری بود که چند کار مشترک با هم داشتیم. من از این انتخاب و دعوت خیلی شگفت زده نشدم. شما به نویسندگی علیرضا نادری اعتماد کردید یا کارگردانی حسن فتحی؟ هر دو. با علیرضا نادری که کار کرده بودم و کارهای حسن فتحی را هم دیده بودم و دوست داشتم. برای یک بازیگر فرصت خوبی است که در کنار عوامل حرفه ای و بدون حاشیه ای کار کند که نویسندهاش آقای نادری است و کارگردانش هم آقای فتحی. خبر داشتید مجموعه بازیگران تئاتری هستند؟ این به شما قوت قلب نداد؟ زمانی که به من پیشنهاد شد راجع به کار و نقش خیلی کلی حرف زدیم و نمی دانستم دقیقا چه کسانی قرار است در کار بازی کنند. خیلی از بازیگرها تغییر کردند تا در نهایت آقای فتحی به این چیدمان رسید. با همه اینها جای خوشحالی است که در یک سریال این همه بازیگر تئاتر دور هم جمع شدند و به نظرم این به نفع کار و بازیگران بود.چون تحلیلهایی انجام میدهند که ما فقط در تئاتر میبینیم. ما روابط بین شخصیتها ، شخصیت پردازی و درک موقعیت های دراماتیک را در تئاتر تجربه میکنیم. لهجه یکی از سخت ترین و مهمترین نکات این سریال است. بعضی از بازیگرها با وجود اینکه اصفهانی نیستند توانسته اند لهجه اصفهانی را خوب دربیاورند و بعضی ها هم نتوانستند این کار را بکنند. لهجه شما باور پذیر است. قبل از این که شروع به کار کنیم، تمام قصه های مجید را در اختیارم قرار دادند. به همه بازیگرها دادند یا فقط به شما؟ در اختیارهر کس که می خواست قرار می دادند. آقای ضیایی هم به عنوان مشاور لهجه در این کار حضور داشت. اما لهجه اصفهانی لهجه طنازی است. من احساس می کردم اگر درست از این لهجه استفاده نکنم به صلابت پهلوان لطمه می زند. اصفهانی ها خیلی از کلمات را می کشند و صدایشان زیر است اما من دوست داشتم صدایم بمی خاصی داشته باشد که پهلوان بودن نمایان شود. تمرین کردم که یاد بگیرم چطور می توانم هم آهنگ لهجه اصفهانی را داشته باشم و هم نقش پهلوان و صلابت و سنگینی آن را حفظ کنم. به خاطر همین درصد کمی از این لهجه استفاده شد. می دانید که خود اصفهانیها هم با غلظتهای مختلف با هم حرف می زنند و پایین شهر و بالای شهر و قشر جوان و پیر متفاوت از هم صحبت می کنند. به خاطر همین اصلا نمی توانم ادعا کنم اصفهانی را خوب حرف زدم. شاید اگر ضرب العجل رساندن سریال به ماه رمضان نبود، فرصت بیشتری داشتیم تا به لهجه نزدیک شویم. آهنگی که شما در حرف زدنتان رعایت کردید، قابل قبول است. اما نقشتان سختی کار شما را به نظرم بیشتر میکرد؟ اعتراف می کنم بخش عمده ای از تمرکز بازیگرهایی که اصفهانی نبودند را لهجه اصفهانی گرفته بود. فقط رعایت آهنگ نبود و خیلی وقت ها کلمات پس و پیش می شد و استفاده از کلمات اصفهانی هم خیلی مهم بود. همزمان بازیگر باید هم به حسش، هم به نقشش و هم به لهجه اش فکر می کرد و هر سه را درست رعایت می کرد. قاعدتا سر صحنه که دیگر قرار نبود به لهجه فکر کنید؟ بازیگرمحال است به لهجه اش فکر نکند. درست است که بازیگر باید نشان دهد بازی نمی کند اما باید ریتم و زمان بندی و باقی قضایا را به طور همزمان رعایت کند. استفاده از ضرب المثل های رایج اصفهانی چطور؟ به شما کمک می کرد یا کارتان را سخت تر می شد؟ باز هم بخش عمده ای از این ضرب المثل ها هم به لهجه برمیگردد. شما سریال را می بینید؟ بله به نظرتان چطور است؟ بر حسب شرایط حال حاضر، فکر می کنم جز سریال های خوب است. ماجراهای که در قسمت اول و دوم اتفاق افتاد، باعث شد مخاطب فکر کند با یک سریال شیرین رو به رو ست. اما تغییر حالت سریال باعث شد رئال بودن کار بیشتر نمایان شود. شما این تغییر حالت را می پذیرید؟ تز دکترای من راجع به رئالیسم در بازیگری و کارگرانی است. در مورد آثار رئالیستی زیاد تحقیق کردم. ویژگی این آثار داشتن توهمی از واقعیت است. واقعیت هم تلخ است. کارهای علیرضا نادری عمدتا رئالیست خانوادگی است. کارهای رئالیستی، کارهای شادی نیست چون زندگی شاد نیست. من این را به عنوان یک نیهیلیسم نمی گویم. بعضی وقت ها عکس رادیو گرافی را باید به جای عکس پرتره ببینیم. کارهای رئالیستی مثل عکس های رادیو گرافی درون یک چهره زیبا را نشان می دهد و ممکن است درون به زیبایی بیرون نباشد. ما می خواهیم در این سریال به مردم بگوییم این اتفاقاتی که در این فیلم میبینید ممکن است برای خیلی ها بیافتد. متکبر ، قاتل و خودخواه این مجموعه در جامعه وجود دارد و ممکن است هر کدام از این خصوصیات مربوط به خود ما باشد. اگر از شما بپرسند در مسیر زاینده رود درباره چیست، چه می گویید؟ درباره آدمها و روابطشان و واقعیتهایی است که پیرامونمان می بینیم. گاهی این واقعیت به داخل خانههای کشیده می شود و ما گسست خانوادگی را در سریال می بینیم. سلطه بعضی که لیاقت ندارند بر بعضی دیگر در این سریال نشان داده شده است. تقابل اعمال اخلاقی و غیر اخلاقی. مقایسه بین ورزش پهلوانی و ورزش صرفا حاشیه ای هم بخشی از این سریال است. متن در حال حاضر کامل است؟ متن همزمان نوشته می شود. ممکن است بر اساس واکنش ها بیرونی انتهای کار تغییر کند؟ ممکن است این اتفاق بیافتد اما به خاطر اینکه بازتاب ها دیده شود، نوشتن متن به تعویق نیفتاده است. چون فرصت نبوده، متن تا امروز به پایان نرسیده است.هنوز در حال نوشته شدن است. چند درصد فیلمبرداری کار مانده است؟ بستگی به نویسنده مان دارد که چقدر بنویسد اما فکر می کنم بیست درصد تصویربرداری مانده است. احتمالا تا ۲۵ ماه رمضان فیلمبرداری ادامه دارد. من فکر می کنم تا آخرین روز کار فیلمبرداری طول می کشد. پس تکلیف تدوین چه می شود؟ من شنیده ام فیلمبرداری “میوه ممنوعه” تا ظهر عید فطر طول کشیده و شب هم سریال را پخش کردند. بعد از این مجموعه احتمالا پیشنهادات زیادی میشود. گزیده کاری را ادامه میدهید؟ قطعا سعی می کنم درست انتخاب کنم. چون تدریس میکنم دلیلی ندارد زندگی ام را از راه بازیگری بگذرانم و همین فرصت خوبی است تا خودم انتخاب کنم. شروع کار تصویریتان از سینما بود یا تلویزیون؟ دقیق یادم نیست. برای “کارآگاه” حسن هدایت آمده بودند دانشکده مان و من هم برای ثبت نام اقدام کردم. “آخرین بندر” یک اپیزود سریال حسن هدایت بود که بعدها فیلم سینمایی شد. نقش زیادی در این کار نداشتم و بعد از آن به سریال کارآگاه دعوت شدم. دقیقا نمی دانم شروعش با سینما بود یا تلویزیون. آن موقع فعالیت نمایشی تان را شروع کرده بودید یام نیست اما فکر نمی کنم. پس به کار تصویرگرایش داشتید؟ فعالیت های من آن موقع در حد کارهای دانشجویی بود. اولین قرار داد تئاتری که با من بسته شد برای کار آقای شکرخداگودرزی بود. آن موقع هم تنها سالن اصلی و چهارسو فعال بودند. هیچ وقت از کارهای تصویریتان پشیمان نشدید؟ من همیشه از همه بازی هایم ناراضی ام. این ناشی از یک حس آرمان خواهانه است که در مورد خیلی ها صدق می کند. اما منظور من چیز دیگری است. خیلی از بازیگران تئاتر به کارنامه نمایشیشان افتخار می کنند اما از کارهای تصویری شان پشیمانند. این اتفاق برای شما نیفتاده است؟ شاید در تئاتر بازیگر خیلی عریان تر است و عوامل دیگری در دیده شدن و بهتر بازی کردنش دخیل نیستند. در سینما یک تدوین بد و زاویه کج دوربین می تواند بازی یک بازیگر را خراب کند. بازیگران تئاتری که وارد سینما می شوند این عرصه را مناسب خودشان نمی بینند و راحت نیستند. از طرفی چهره بعضی ها در تصویر جواب می دهد و چهره بعضی ها جواب نمیدهد. البته فکر می کنم امروز گریم این مشکل را حل کرده است. ممکن است خیلی ها هم انتخاب های بدشان را با این حرف ها توجیه کنند. شاید. من نمی خواهم عرصه های سینما و تلویزیون و تئاتر را جانبدارانه تفکیک کنم. اگر همه شان از فیلتر هنر بگذرد کار هنری است و کار هنری هم جذاب است. مضاف بر اینکه هر بازیگر مشهور کنده شده از تئاتر مثل یک کشتی گیری که کشتی را کنار گذاشته و هر از گاهی باید سری به زورخانه بزند، باید هر چند وقت یک بارسراغ تئاتر بیاید تا تازه شود. تئاتر برای هنرپیشه به مثابه زورخانه است برای قهرمان کشتی. شما توجیه تهیه کنندگانی که به خاطر بازگشت سرمایه سراغ بازیگران تئاتری نمی روند، می پذیرید؟ سینما دو جنبه صنعت و هنری دارد. هر چه ما از هنر سینما دور شویم و به سمت صنعت برویم حرف تهیه کنندگان درست است. اما اگر به مقوله هنر سینما نزدیک شویم این توجیه پذیرفتنی نیست. کارهنری مثل جراحی نیاز به تخصص دارد و اینجا معلوم می شود حرف تهیه کننده ها اشتباه است. بازیگری که تکنیک را بلد نباشد نمی تواند بازیگری انجام بدهد و مخاطب خودش را از دست می دهد. خیلی از بازیگرها که با یک کار دیده می شوند، برای ماندگاری دوره های بازیگری و هنری را می گذرانند. اما در صنعت سینما معرفی یک چهره گاهی می تواند به موفقیت این صنعت کمک کند. این برای تهیه کنندگان یک ریسک است. البته به نظر من باید یک جایی بدون توقف پرید و تهیه کنندگان باید آنقدر توانایی شان را بالا ببرند که بتوانند گاهی وقت ها گام های بلندتری بردارند و ریسک کنند. شما از آن اساتیدی هستید که این توصیه ها را به دانشجویانتان هم می کنید؟ اینکه باید بپرند؟ بله. این جسارت را برای آنها هم تجویز می کنید؟ من همیشه به آنها می گویم شما در سنی هستید که باید آزمایش کنید و اگر خطر کنید چون جوانید کمتر بهتان خورده می گیرند. ممکن است به خودتان هم صدمه هم بزنید اما مهم رسیدن به آینده خوب است. شما در عرصه تئاتر با کارگردان های خوبی کار کردید اما دایره این کارگردان ها محدود است. علیرضا نادری، نادر برهانی مرند، شکرخدا گودرزی و… این محدودیت به خاطر این نیست که اهل ریسک کردن نیستید؟ دوست دارم با کارگردان هایی کار کنم که زیاد با من اختلاف سنی نداشته باشند. من با کارگردانی که حکم استادم را دارد نمیتوانم بحث کنم اما با این افراد می توانم هم اندیشی و بحث کنم و با هم ارتباط مطلوبی برقرار کنیم. من با این چند کارگردان هم اشتراکات فکری دارم و هم راحت تر کار می کنم.
برای مطالعه بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک نمائید
گفتگو با کوروش تهامی (نقش مامور سریال ملکوت)
کوروش تهامی متولد ۴ اردیبهشت ۱۳۵۰ است. او از جمله بازیگران تحصیل کرده سینمای ایران است که هوش و درایتش در هنگام ایفای نقش هایش، به وضوح مشخص است. تهامی دانش آموخته دانشگاه هنر در رشته لیسانس بازیگری تأتر است و شاید به همین خاطر نقش هایش را بسیار زیبا ایفا می کند. از کوروش تهامی سالهاست شاهد پخش نقش های مختلفی بوده ایم. اولین بار که او وارد حیطه سینما شد در سن ۲۵ سالگی و اولین فیلم سینمایی اش «سینما سینماست» به کارگردانی ضیاءالدین دری بود. وی از سال ۷۵ به بعد بطور پیوسته در سینما، تلویزیون و تأتر کارکرده است.
تهامی در خصوص علاقه اش به ایفای نقش در سینما، تلویزیون و تأتر گفت: « هر یک از این رسانه ها، جایگاه خود را دارند ولی خلوصی که در تأتر است، مرا بیشتر به خود جلب می کند چون خلوص در تأتر در سایر زمینه های تصویری، تغییر می کند و سینما و تلویزیون اینگونه نیستند.»
به بهانه پخش سریال «ملکوت» در ایام ماه مبارک رمضان با کوروش تهامی که نقش «مأمور» را در این سریال ایفا می کند به گفتگو نشستیم.
تهامی در خصوص نقش خود در این سریال گفت: «این نقش، اولین بار است که به من پیشنهاد شده است و من تا بحال چنین نقشی را در آثارم ایفا نکرده ام. این نقش، یک نقش ماورایی است که ایفای آن، مشکل است چون در فرهنگ ما مسلمانان، احترام خاصی برای این شخصیت ها قائل هستند بنابراین بازیگری که ایفاگر چنین نقش هایی است در اجرای نقش خود آزاد نیست و فقط باید از روی متن، بازی کند.»
او خاطر نشان کرد: «من در ایفای نقش، تقسیم بندی داشته ام که حضور این شخصیت را در طول مجموعه برای مخاطبان ملموس تر می کند مثلاً اولین برخورد این مأمور با حاج فتاح بسیار رسمی و جدی است ولی به مرور زمان و در طی داستان با او دوستانه تر برخورد می کند. در حقیقت این شخصیت که نام «مأمور» را برای آن انتخاب کرده اند، از بدو تولد با حاج فتاح همراه بوده ولی در این مقطع زمانی خاص که او به کما رفته است، حضورش پررنگ تر می شود.»
تهامی گفت: « در حال حاضر ما ۱۳ – ۱۴ ساعت در طول روز کار می کنیم ولی ممکن است در روزهای آتی، کار گروه به ۱۸ – ۱۹ ساعت در طول روز برسد. تبادل نظر با کارگردان در این سریال، مرا بسیار کمک کرده و باعث شده است تا به این لحظه از ایفای نقش خود راضی باشم ولی به هر حال این مخاطبان هستند که در نهایت نظر می دهند و من امیدوارم بتوانم نظر مخاطبان را نیز جلب نمایم.»
وی در خصوص نوع گریم و لباس خود گفت: « در بخش گریم و لباس، همکارانم خیلی زحمت کشیده اند. گریم من در این نقش، یک ساعت تا یک ساعت و نیم به طول می انجامد. در خصوص لباس این شخصیت هم لباسهای زیادی طراحی شد ولی با نظر کارگردان، طراح لباس و همفکری با آقای محمدرضا شریفی نیا که خود در زمینه های بازی گردانی، انتخاب بازیگر، عکاسی، بازیگری و ………. صاحب نظر هستند، به طرح فعلی لباس که مخاطبان در سریال، شاهد آن خواهند بود، رسیدیم.»
تهامی متذکر شد: «در خصوص این نقش می توانم بگویم متانتی در این شخصیت وجود دارد که در برخی از نقش های من از لحاظ اجرایی، دیده می شد ولی این شخصیت، خاص است و من آن را مثل خودش بازی کرده ام.»
کوروش تهامی از زمره بازیگران جوانی است که با آرامش و وقاری خاص به سؤالات ما پاسخ داد و در پایان گفت امیدوار است توانسته باشد این نقش را به خوبی ایفا کرده باشد تا مخاطبان پذیرای آن باشند.
از جمله آثار سینمایی که کوروش تهامی در آنها ایفاگر نقشهای مختلف بوده می توان به «ساحره» (۷۶)، «دفتری از آسمان» (۷۸)، «شراره» (۷۸)، «مریم مقدس» (۷۹)، «این زن حرف نمی زند» (۸۲)، «به رنگ ارغوان» (۸۲)، «از دور دست» (۸۳)، «شبانه» (۸۳) و سریال «زیر تیغ» (۸۴) اشاره کرد.